جنبش مرصوص

تحلیلی سیاسی فرهنگی

جنبش مرصوص

تحلیلی سیاسی فرهنگی

جنبش مرصوص

خداوند در سوره صف می فرماید:
إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذینَ یُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ

می خواهیم از مرصوصین شویم.
بنیان مرصوص یعنی بناهای پولادین

پیوندها

غربت امام حسن علیه السلام در چیست؟

خلاصه این پست برا اونا که وقت ندارن

بارها در روضه ها شنیده ایم که وقتی می خواهد روضه غربت امام حسن را برایمان بخوانند، از نداشتن گنبد و بارگاه مصیبت می خوانند، در حالی که یکی از مهم ترین دلایل غربت امام حسن علیه السلام، غربت سیاسی ایشان است، نمی دانم چه شده که از غربت سیاسی ایشان کمتر سخن می گوییم و بیشتر به غربت معماری ایشان می پردازیم. اما غربت سیاسی امام حسن چیست؟


مشروح این پست برا اونا که اهل دقتند در ادامه مطلب


در ایام شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام به هیئتی رفته بودم. مداحان مختلف و البته مشهوری دعوت شده بودند.

مداحان اهل بیت سه شب فقط روضه امام حسن مجتبی را خواندند.

مداحان در هر سه شب از غربت امام حسن مجتبی گفتند. اما وقتی که می خواستند غربت حضرت را برای مردم بیان کنند فقط از  دو سه  مصداق حرف می زدند.

با توجه به فضایی که در هیئات مشهور مذهبی حاکم است لازم دیدم در مورد روضه ها پستی را بنویسم.

درست است که تخریب قبور ائمه بقیع دردی جانسوز است و 8 شوال هر سال مراجع بزرگ ما در این روز مجلس روضه دارند. درست است که همسر امام حسن ملعونه ای بود که حضرتش را به شهادت رساند، اما غربت امام حسن فقط به خاطر این دو مصداق نیست.

در این سه شبی گه برای روضه پای مداحی مداحان اهل بیت نشستم، دیدم غربت امام حسن فقط در همین دو مصداق خلاصه شده است و فقط به همین دو اهمیت داده می شود و در اشعار و روضه ها اینگونه بیان می شود که آقا انشاالله می آییم برات گنبد و بارگاه درست می کنم و شما رو از غربت در می آوریم!!

واقعا اگر برای امام حسن گنبد و صحن و... بسازیم دیگر امام حسن غریب نیست!!

چرا غربت حضرت را عوامانه تحلیل می کنیم؟

درست است که یکی از آرزوهای شیعه ساختن حرم برای ائمه بقیع است، اما غربت امام حسن به خاطر نداشتن ضریح و... نیست.

حدود 90 سال است که حرم ائمه بقیع به دست وهابیون ملعون تخریب شده است، اما آیا قبل از این 90 سال، امام حسن غریب نبوده است؟

یعنی اگر وهابیون ملعون این جنایت عظیم را انجام نمی دادند ائمه بقیع در غربت نبودند؟


محدود کردن غربت حسن بن علی علیه السلام در خانه و گنبد خود دلیل دیگری بر غربت امام حسن علیه السلام است!

شاید مهم ترین مصداق بر غربت حسن بن علی علیه السلام غربت سیاسی باشد نه غربت درخانه و نداشتن حرم!

در این سه شبی که هر شب یک مداح مشهور کشوری از امام حسن علیه السلام خواندند هیچکدام از غربت سیاسی امام حسن علیه السلام چیزی نگفتند!

هر سه بزرگوار فقط آروز می کردند که انشاالله برات ضریح می سازیم، می آوریم مدینه! بزرگترین گنبد را برات درست می کنیم و...!

همین؟

یعنی امام حسن فقط از ما گنبد می خواهد؟

چرا از مظلومیت سیاسی امام حسن علیه السلام روضه ای نمی خوانیم؟

روضه سیاسی غربت حسن بن علی چیست؟

غربت حسن  بن علی فقط  در خانه او و در کنار همسر ملعونه اش نیست. غربت حسن بن علی در جامعه ای است که در آن زندگی می کند.

غربت حسن بن علی در میان یارانش، بسیار ناگوارتر از غربت او در منزل است.

اگر به حسن بن علی در خانه ظلم شده است این بازتاب غربت جامعه است که در خانه حسن بن علی منجر به شهادت حضرت می شود.

اگر بخواهیم در مورد غربت امام حسن علیه السلام در میان یاران بحث کنیم می بایست یاران حضرت را به چند دسته تقسیم کنم.


یاران احمق

اینان کسانی بودند که به جایگاه و مقام امامت آشنا نبودند و خود رایی آنان سبب توهین و جسارت آنان به حضرت می شد.

به عنوان نمونه

وقتی که امام حسن علیه السلام برای جنگ با معاویه به سمت ساباط حرکت کرد، وقتی که به ساباط نزدیک شد در کنار پل ساباط اقامت کرد و در صبحی همه یاران خود را فراخواند، وقتی که همه مردم جمع شدند حضرت به سخنرانی پرداختند و بعد از حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر و آلش، فرمودند به خدا قسم، شب و روز فقط و فقط در فکر خیرخواهی مردم هستم و کینه ای و حیله ای نسبت به یاران خود و مردم ندارم.

در ادامه حضرت فرمودند: بدانید که من هر چه که برای شما اندیشه کنم و انجام دهم به نفع خود شما است، اندیشه و فکر من از اندیشه و فکر شما برای خودتان بهتر است.

پس اگر تقابلی بین اندیشه من و اندیشه شما پیش آمد اندیشه خود را رها کنید و به اندیشه من بپردازید، چرا که من جز خیرخواهی برای شما نمی خواهم. پس به هیچ وجه با من مخالفت نکنید.

وقتی که سخنان حضرت تمام شد مردم به یکدیگر نگاه کردند و به امام گفتند: منظور شما چیست؟ نکند قصد صلح با معاویه را داری و می خواهی کار را به او واگذار کنی؟

بعد گفتند به خدا قسم که تو کافر شدی!!

بعد به سمت خیمه حضرت هجوم بردند و هر چه در آن بود را غارت کردند!!

چند نکته

همیشه برای اینکه جنایتی اتفاق بیفتد باید نگره های کلامی آن ترویج شده باشد.

مثلا برای اینکه جنایت کربلا به وجود آید از سالها قبل معاویه نگره جبرگرایی را در بین مردم رواج داده بود. تا جایی که وقتی ابن زیاد به حضرت زینب سلام الله علیها گفت این مردی که همراه توست کیست؟ حضرت فرمودند علی بن الحسین. ابن زیاد گفت مگر خداوند برادرزاده ات علی بن الحسین را نکشت؟ که حضرت جواب داد خدا نکشت بلکه این تو و لشگر پلید تو بود که چنین جنایتی کرد و آنکه در کربلا کشته شد برادر ایشان بود.

با توجه به این مقدمه اگر بخواهند به خیمه حسن بن علی هجوم ببرند و او را غارت کنند می بایست برای این جنایت خود نگره کلامی دست و پا کنند و الا این جسارت آنان دلیلی نخواهد داشت.

آنان برای این جسارت به این نگره کلامی تمسک جستند که حسن بن علی کافر شده است، آن هم کافر حربی! پس جان و مال او در امان نخواهد بود پس به سمت خیمه او هجوم بردند و اموالش را غارت کردند تا جایی که سجاده از زیر پای حضرت کشیدند و ربودند.

ترجمه این عمل، یعنی آنها امام حسن را کافر تصور کرده (آن هم کافر حربی) و بعد اموالش را برای خود مباح دانسته بودند.

تا جایی که شخصی از یاران حضرت عبای حضرت را از دوشش می کشد و آن را به غارت می برد در این هنگام برخی از یاران حضرت برای حفظ جان ایشان وارد صحنه می شوند و ایشان را با همان حال، بدون عبا سوار بر اسب می کنند و از منطقه آشوب دور می نمایند.

 برخی از یاران حضرت که تعداد زیادی هم بودند حکم به کافر بودند ایشان داده بودند و خون ایشان را نیز مباح دانستند و گفتند که باید او را به قتل برسانیم، پس وقتی که حضرت سوار بر اسب بود کسی به سمت ایشان نزدیک شد و لجام اسب ایشان را گرفت و با خنجری زهر آلود به سمت حضرت حمله کرد که ضربه ی او بر پای حضرت خورد و آنقدر این ضربه شدید بود که خنجر به استخوان رسید. او به حضرت حسن می گفت تو هم مانند پدرت کافر شده ای.

اینان یک دسته از یاران حضرت بودند که با امام خود چنین رفتاری نمودند. اینان کسانی بودند که با معاویه بد بودند و قصد جنگ با او را داشتند و صلح با معاویه را حرام می دانستند! جالب این است که باید سوال کرد که این حکم حرام را شما از کجا آورده اید؟

نمونه این افراد را امروز در جامعه خود داریم. وقتی که رهبر انقلاب در مورد ضرورت وحدت بین مسلمین سخن می گویند برخی از همین احمق ها لب به توهین ایشان باز می کنند و علنا به سب و لعن خلفا می پردازند و اگر حمایت بی دریغ مردم از حضرت آقا نبود جسارت ها را بسیار بیشتر می کردند.

از برخی دوستان شنیدم که اربعین امسال در کربلا برخی از همین هم وطنان نادان در حرم سیدالشهدا اقدام به لعن خلفا کرده بودند که برخی از زوار سنی به این عمل اعتراض کردند که ما سنی هستیم اما به زیارت حسین بن علی آمدیم اما چرا شما لعن می کنی؟ مگر رهبر شما نگفتند که لعن «علنی»  بر خلفا حرام است!

و این هم وطن نادان شروع به توهین به حضرت آقا کرده بود!

تفاوتی که دوران ما با دوران امام حسن دارد در این است که این احمق ها امروز در اقلیت هستند اما در دوران امام حسن مجتبی در اکثریت بودند و همین بیانگر بخشی از غربت حسن بن علی علیه السلام است.


یاران خود فروش

سرداران بزرگی مانند عبیدالله بن عباس که با 8 هزار نفر به معاویه پیوست، و یا «حکم کندی» که قبل از عبیدالله فرمانده 4 هزار نفر از سپاهیان امام بود و با دویست نفر به معاویه پیوست در در مقابل مقداری طلا خود را فروخت. بعد از کندی امام مردی از قبیله بنی مراد را فرمانده لشکر کرد و از او قسم های بسیار شدید و محکمی گرفت که خیانت نکند و او هم قسم خورد اما او نیز امامش را به 500 دینار طلا فروخت.

وعده ازدواج با دختران معاویه آنقدر فریبنده بود که برخی از سرداران سست عنصر او، به دنبال معاویه بروند.

یاران خائن

بخش دیگری از یاران حضرت کسانی بودند که مانند خود فروشان، حاضر به فرار و ترک لشکر امام حسن نشدند. بلکه آنان در لشکر حضرت حضور داشتند اما قائل به جنگ با معاویه نبودند. اینان محبت معاویه را بر محبت حسن بن علی ترجیح دادند و نامه ها زیادی به معاویه نوشتند که تو غصه نخور ما حسن بن علی را دست بسته اسیر خواهیم کرد و به تو تحویل خواهیم داد.

آنقدر نامه ها زیاد بود که معاویه همه آنها را جمع آوری کرد و برای امام حسن علیه السلام فرستاد تا حضرت تن به صلح با او بدهد.

دلیل اینکه معاویه نامه ها را برای امام حسن فرستاد این بود تا به حضرت بگوید، بدان اگر بخواهی با من وارد جنگ شوی اصلا نیازی نیست که من برای تو لشگر بکشم بلکه من به راحتی با کمک همین افراد، تو را اسیر خواهم نمود.

وجود کثیری از همین خائنان سبب شده بود تا امام حسن وقتی که برای نماز تشریف می آوردند زیر لباسشان زره به تن نمایند.

چرا که امکان اینکه کسی از اینان در اطرف کمین کند و بخواهد حضرت را با تیر بزند زیاد بود. حتی تیری هم به سمت حضرت زدند که به زره ایشان خورد و به ایشان آسیبی نزد.

در جامعه ما وقتی که یک دانشمند هسته ای به نام شهید احمدی روشن ترور می شود چقدر مردم داغدار این جنایت می شوند و چقدر از عامل این جنایت که یک ایرانی وطن فروش بود ابراز انزجار می نمایند، حال تصور نما که بخواهند نسبت به رهبر جامعه چنین جنایتی بنمایند.

ممکن است بگویید. حلقه حفاظت از ایشان بسیار قوی است. می گویم آفرین!

ایشان جان برکفان زیادی علاوه بر حلقه حفاظتی دارند که نخواهند گذاشت یک مو از سر ایشان کم شود، اما امام حسن مجتبی علیه السلام آنقدر غریب بودند که بیشتر افراد اطراف ایشان از همین خائنان طرفداران ایشان بودند.

تا جایی که حضرت، جان بر کفی برای خود نمی بینند به همین جهت در شهر، و نه میدان رزم، برای نماز زره به تن می کردند.

اگر بخواهم قدری ملموس تر توضیح دهم شاید این مثال فرضی به ما کمک کند.

فرض بفرمایید که حضرت آقا در جلسه ای که با مسئولین نظام دارند با لباس ضد گلوله حاضر شوند!

این حرکت چند معنا دارد 1- احتمال خیانت از طرف مسئولین زیاد است 2- تیم حفاظت بیت با خائنان هستند و به راحتی اجازه حمل اسلحه را به داخل بیت، می دهند.

اینکه آقا لباس ضد گلوله نمی پوشند یعنی یاران ایشان قابل اعتمادند پس اگر با لباس ضد گلوله هم در بین ایشان حاضر شود اتفاقی نمی افتد، اما تنها امامی که یارانش قصد ترورش را داشتند و اقدام خود را عملی کردند امام حسن بود.

غربت امام حسن تا به این اندازه است که تیم حفاظت هم خائن شده اند. آنقدر اوضاع  نا امن شده است که حضرت در شهر و مسجد، لباس میدان رزم به تن دارند، و باد توجه داشت که این ناامنی فقط نسبت به ایشان است، نه اینکه برای دیگران هم نا امن شده است. نه. فقط برای ایشان نا امن است.

عده زیادی می خواهند ایشان را بکشند چون قصد دارد با معاویه صلح کند. و عده دیگری قصد دارند ایشان را اسیر نمایند و یا به قتل برسانند چون می خواهند به معاویه وفاداری خود را ثابت کنند. چنانچه در نامه به معاویه گفتنه بودند به محض ورود تو در کوفه برایت تضمین می کنیم که حسن بن علی را دست بسته به تو تحویل دهیم. و اگر امام حسن صلح نمی کرد آنان چنین کاری می کردند و حضرت عزت صلح را بر چنین ذلتی ترجیح دادند.

«چنانچه وقتی در مدائن بر امام حسن علیه‏السلام ضربت زدند زید بن وهب جهنی به خدمت آن حضرت رفت دید امام از درد به خود می‏پیچد، گفت: ای پسر پیامبر! چه مصلحت می‏دانی؟ مردم متحیرند!. امام علیه ‏السلام در پاسخ فرمود: سوگند به خدا که می‏بینم معاویه برای من از اینان بهتر است. آنها می‏پندارند که شیعه‏ ی من هستند، در حالی که آهنگ قتل مرا کرده و اثاثیه‏ام را تاراج و مالم را غارت کردند.سوگند به خدا اگر که از معاویه تعهدی بگیرم که جانم را حفاظت کرده و خانواده‏ام را در امان دارم، بهتر از آن است که مرا کشته و خاندان و خانواده‏ام از میان بروند. سوگند به خدا اگر با معاویه جنگ می‏کردم، [همین افرادی که در لشکر من جمع شدند] گردنم را می‏گرفتند و تسلیم شده به او می‏سپرد. سوگند به خدا اگر که با او صلح کنم در حالی که عزت دارم بهتر از آن است که مرا در حالی که اسیر اویم، بکشد یا اینکه بر من منت گذاشته [و آزادم سازد] و این، تا ابد ننگی برای بنی‏هاشم باشد و معاویه و فرزندان او بر مرده و زنده‏ی ما به خاطر آزاد کردن من، منت نهند


دو گروه تروریستی با دو انگیزه کاملا متفاوت که در عمل مثل هم عمل می کنند.

در این جا می توان این درس را گرفت که ما فقط نباید به نیت افراد نگاه کنیم، مثلا به فلان مسئول می گویند چرا شما در هنگام فتنه موضعی گرفتی که مورد پسند امریکا و اسرائیل شد؟ جواب می دهد که نیت بنده این نبود که آب به آسیاب دشمن بریزم!!

من با نیت تو چه کار دارم؟ نادان! عملکرد تو با عملکرد کسانی که می خواهند رهبری را به اسارت ببرند یکی بود! حال تو حرف از نیت ها می زنی!

جریان اینان هم اینگونه بود. نیت آنها جنگ با معاویه بود اما عملکرد آنان مورد پسند معاویه! آنان با این عملکرد پازل معاویه و همین یاران خائن را تکمیل می کردند.

بحثی که حضرت آقا فرمودند که برخی از این«پخمگان» سیاسی حواسشان باشد که با «عملکرد» خود جدول دشمن را کامل نکنند!

اگر به جمله دقت کنید سخن از «عملکرد» است نه نیت ها. حالا تو هر نیتی می خواهی داشته باش! عملکرد و سخن تو مورد پسند معاویه است. وقتی که تو می گویی انتخابات آزاد، اما نیت خیر داری، یعنی مانند آن دسته ای می مانی که به خیمه حسن بن علی حمله کرده اما نیت خیر دارد!

امروز نظام جمهوری اسلامی همان خیمه حسن بن علی است، که برخی با حماقت به سمت آن یورش می برند و باعث خرسندی معاویه می شوند.

نمی دانم چه شده که برخی بعد از سالها شعار اصولگرایی و انقلابی، چپ می کنند! مشکل این آقایون این است که شروع به نیت خوانی کرده اند و با عملکرد  فتنه گران کاری ندارند.

یکی از همین بزرگان اصولگرا و حزب مؤتلفه، جدیدا گفته است که من با کروبی و... در زندان بوده ام و اینان نیت چنین فتنه ای در سال 88 را نداشته اند!

کسی به این آقای نه چندان محترم بگوید مشکل شما این است که سراغ نیت ها می خواهی بروی! و جالب اینجاست که عالم محض، به کنه نیات انسان خداوند و معصومینش هستند! حتی بسیاری از اوقات انسان خودش از نیتش غافل است!

من نمی دانم این کهنه کار سیاست چه شده که رو به چنین مزخرفاتی آورده است. آنقدر پارادوکس در همین چند جمله ای که در حمایت از سران فتنه گفته است واضح و زیاد است که اصلا نیاز به تحلیل و نقد ندارد.

باید از ایشان سوال کرد اینکه شما گفته ای« موسوی و کروبی را به عنوان فتنه نمی‌شناسم، اهل فتنه دور اینها جمع شده‌اند و به حیثیت‌شان آسیب زده‌اند. من موسوی و کروبی را به عنوان فتنه نمی‌شناسم؛ چون با هر دویشان کار کرده‌ام. یک سال و نیم وزیر موسوی بودم و با کروبی نیز در کمیته امداد و زندان بودم».

از قضاوت از دو منظر قابل تامل است.

اگر بخواهم جمله شما را تحلیل کنم چنین می شود.

1 من با هر کسی که کار کرده باشم به شناخت دقیقی از آنها دست پیدا می کنم

2 من با کروبی و موسوی کار کرده ام.

3 پس من به شناخت دقیقی از موسوی و کروبی رسیده ام.

حال سوال ما این است که شما چگونه به این شناخت رسیده ای؟

جواب به این سوال از دو حال خارج نیست. 1- یا بر اساس عملکرد آقایون به این شناخت رسیده اید 2- و یا از نیات اینان خبر داشته اید.

اگر بخواهید بحث نیات را پیش بکشید که جوابش داده شد.

اما اگر بخواهید بحث عملکرد ها را جلو بیاورید خود شما بر اساس استدلال خودتان محکوم خواهید شد.

چرا که شما با نگاه به عملکرد افراد به شناخت از آنها می رسیدید! حال باید به این سوال پاسخ دهید که آیا عملکرد این دو خائن ، منفور سرشکسته در زمین و ملإ اعلی،  در سال 88 درست بود یا نه؟

اگر بگویید درست بود! جواب این است که چقدر حرفه ای هستید و دیر ماهیت خود را نشان دادید! و اگر بگویید غلط بود پس این حرف شما بر اساس استدلال خودتان باطل است.

آقای اصولگرای محترم! تا به حال در رساله های عملیه اسم جناب عالی را جزء مطهرات ندیده ام! تا آنجا که ما سراغ داریم مطهرات بنا به فرموده علما 11 چیز است.(برخی علما مانند آیت الله بهجت ره نجاسات را 11 تا می دانند) اما در این دوره زمانه 12 تا شده است!

بر فرض هم که شما با توجه به سابقه خوبتان جزء مطهرات باشید حتما به این نکته واقف هستید که مطهرات در صورتی پاک کنند و طاهر هستند که خود با ملاقات نجاست نجس نشوند!

آقای  محترم کروبی و موسوی جزء نجاسات سیاسی هستند! اگر کسی با آنها نزدیک شود خود آلوده خواهد شد. اگر خیلی دوست داری که آنها را تطهیر کنی! تنها راه تطهیر آنان فقط یک چیز است و آن توبه از جنایتی که در سال 88 کرده اند و عذرخواهی از رهبر و مردم و جبران آنچه ضربه زده اند.

امیدوارم که شما هم به فکر تطهیر خود از این جانب داری سران فتنه باشید، تا دیگران با ملاقات شما نجس سیاسی نشوند.

 در آستانه انتخابات اینگونه سخن نگویید.

دسته دیگر از یاران امام حسن دلسوزان و محبین کم معرفت بودند

برخی از اینان که معرفت کاملی نسبت به امام حسن نداشتند همواره امام حسن را به خاطر صلح کردن مورد مذمت قرار می دادند. مانند:

عدی بن حاتم یکی از یاران حضرت است که مانند گروه های قبلی قصد خیانت و یا قتل حضرت را نداشت. او امام حسن را دوست می داشت اما معرفت کاملی نسبت به حضرت نداشت چنانچه به امام حسن می گوید: به خدا قسم دوست داشتم که پیش از این می‏مردم و همگی با تو(امام حسن) جان می‏دادیم و چنین ماجرائی را نمی‏دیدیم. امام حسن در جواب او فرمود.

ای عدی، مردم جنگ را دوست نمی‏داشتند، و من کراهت داشتم که آن را بر آنان تحمیل کنم   و هم فرموده بود که من می‏خواستم جانها و خونها را از خطر برهانم... اگر یارانی یک دل و صمیم داشتم که به من کمک می‏کردند با معاویه صلح نمی‏کردم .

نمونه دیگر از یارانی که حضرت را مورد مذمت قرار داد سلیمان بن صرد خزاعی است. او از سران شیعه و از بزرگان و محترمان بود. او به خدمت امام آمد و عرض کرد: شگفتی ما از کار و اقدام تو تمام شدنی نیست... تو چهل هزار نفر در زیر فرمان داشتی چرا صلح کردی؟ و چرا این خواری را پذیرفتی؟

یکی دیگر از یاران حضرت مسیب بن نخبه است. او هم از بزرگان شیعه و از خیرخواهان و نیک اندیشان بود پس از شنیدن سخنرانی معاویه که در بالای منبر، و در برابر چشمان حیرت زده مردم به صراحت گفته بود، همه قرار دادهائی که با حسن علیه‏السلام بسته‏ام زیر این دو پای من است و غرضم حکومت بود و... به نزد امام آمد و گفت: چرا صلح کردی؟ و چرا با معاویه نجنگیدی؟

نمونه دیگر  سفیان بن ابی‏ لیلی است. سفیان بن ابی‏ لیلی به امام زخم زبان می‏زد . بر او وارد شد و گفت السلام علیک یا مذل المؤمنین. سلام بر تو ای ذلیل کننده مومنین!! امام پرسید چه شد که درباره من اینگونه سخن می‏گوئی؟ او گفت چرا در این راه اقدام کرده و با معاویه صلح کرده‏ای؟ امام فرمود: ما خانواده حقیم و بهنگامی که چیزی را حق تشخیص دادیم همان را مورد رعایت و عمل قرار می‏دهیم و بدان سوی می‏رویم و از آن عدول نمی‏کنیم. اما علت صلح ما این بود که شما را رفتاری نابهنجار بود. شما پدرم را کشتید به من خنجر زدید، اردوگاهم را غارت کردید. دنیای خود را پیش چشم خود قرار دادید، و به شما نمی‏توان اعتماد کرد...

حجر بن عدی که از بزرگان صحابه رسول اله صلی الله علیه و آله و از مفاخر دنیای شیعه و مردی مستجاب الدعوه بود. او هنگام صلح گستاخانه و خشمگین به حضور امام آمد . گفت که روی مؤمنان را سیاه کردی (سودت وجوه المومنین) کاش مرده بودم و این روز را نمی‏دیدم.

امام فرمود: ای حجر، چنان نیست، من کاری را انجام دادم که در آن هدفی جز ابقای شما نبود.

این ها فقط نمونه های کمی از غربت سیاسی امام حسن علیه السلام است که تا امروز ادامه دارد و بسیاری از ما گریه بر گنبد نداشتن حضرت را بر گریه غربت سیاسی او ترجیح می دهیم.

آنچه مصیبت اصلی است بی یاوری امام است که عده ای از یارانش او را کافر بدانند و به دنبال قتلش باشند عده ای دیگر دنبال اسارت و ترور او باشند و عده ای هم که او را دوست دارند همواره به او زخم زبان بزنند و او را روسیاه کننده و ذلیل مومنین بدانند.

یا مذل المومنین(ای ذلیل کننده مومنین) تبدیل به شعاری شده بود که بسیاری از یاران با وفای حضرت به ایشان گفته اند.

این غربت امام حسن جانسوز ترین غربت یک امام جامعه است.

درست است که امام حسین در کربلا غریب بود اما امام حسین در میان یاران خود غریب نبود، یاران امام حسین به او زخم زبان نزدند، یاران امام حسین به عمر سعد نامه ننوشتند که ما امام حسین را اسیر می کنیم و به تو تحویل می دهیم.

جانسوز ترین غربت امام حسن غربت معماری و ساخت و ساز نیست! جانسوز ترین غربت امام حسن غربت خانوادگی در برابر همسرش نیست! جانسوز ترین غربت امام حسن غربت سیاسی اوست که در تشییع جنازه او،  با تیر باران جنازه اش ادامه پیدا کرد و 90 سال قبل با تخریب بقیع،  باز ما را به یاد غربت او در میان یارانش انداخت.

  • محمد جواد ابراهیمی

نظرات  (۶۱)

سلام.
عالی بود.
ولی خیلی زیاد بعضی جاهایش تندبود و در قالب فحش بود.

پاسخ:

سلام
فحش؟؟؟!!
تعریف فحش چیه؟
احمق فحش نیست
صفتی است که بیانگر نداشتن عقل و بصیرت است
در قرآن هم خدا می فرماید شعور ندارند
یعنی نعوذ بالله خدا فحش می ده!
تعریف فحش یه چیز دیگه است

ابن فارس مى گوید: فحش کلمه اى است که بر زشتى در چیزى ـ گفتار یا کردار ـ دلالت مى کند و هر چیزى که از حدّ خود تجاوز کند ـ به صورت نامطلوب ـ فاحش نامیده  مى شود(مقائیس اللغة)

در ثانی خداوند در قرآن به شخص عارفی که دارای کرامت بود و اسم اعظم می دانست اما وقتی مقابل ولایت حضرت موسی ایستاد فرمود او مثل سگ می ماند مثلهم کمثل الکلب

در ثالث! بنده اسم کسی را نبردم

سلام
شما که برداشتی در مورد آقای عسگراولادی اینگونه قضاوت کردی کاش مصاحبه ای جدید ایشون رو هم می خواندید. ایشان فتنه را قبول دارند اما کروبی و موسوی را مجرم فتنه نمی دانند بلکه گرفتار می دانند.
ایشان می گویند کروبی و موسوی گرفتار شدند و الا قصد فتنه نداشتند اینها گرفتار نقشه دشمن شدند.
پاسخ:
سلام
اولا بنده اسم شخص خاصی را نبردم اما شما....
ثانیا استدلال ایشان و همچنین جنابعالی (اگر حرف او را قبول داشته باشید) شبیه استدلال کسانی است که خداوند در آیه 32 سوره صافات به بعد به آن اشاره می کند.
آیات این چنین است
احْشُرُواْ الَّذِینَ ظَلَمُواْ وَ أَزْوَاجَهُمْ وَ مَا کاَنُواْ یَعْبُدُونَ(22)
مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلىَ‏ صِرَاطِ الجَْحِیمِ(23)
وَ قِفُوهُمْ  إِنهَُّم مَّسُْولُونَ(24)
مَا لَکمُ‏ْ لَا تَنَاصَرُونَ(25)
بَلْ هُمُ الْیَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ(26)
وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلىَ‏ بَعْضٍ یَتَسَاءَلُونَ(27)
قَالُواْ إِنَّکُمْ کُنتُمْ تَأْتُونَنَا عَنِ الْیَمِینِ(28)
قَالُواْ بَل لَّمْ تَکُونُواْ مُؤْمِنِینَ(29)
وَ مَا کاَنَ لَنَا عَلَیْکمُ مِّن سُلْطَنِ   بَلْ کُنتُمْ قَوْمًا طَاغِینَ(30)
فَحَقَّ عَلَیْنَا قَوْلُ رَبِّنَا  إِنَّا لَذَائقُونَ(31)

آیات در مورد این است که خداوند در روز محشر عده ای از کسانی که در دنیا ظلم کرده اند را به همراه شریکان و آنچه می پرستیدند(ازاهداف گرفته تا هوای نفس) در صحرای محشر ، محشور می کند
خداوند دستور می دهد که آنها را بگیرید و به آتش بیندازید
بعد می فرماید قبل از این کار آنها را نگه دارید باید پاسخ بدهند
خداوند از آنها می پرسد چرا به سمت گناه و ظلم رفتید
آنها جواب می دهند خدایا ما مقصر نبودیم بلکه این اطرافیان ما بودند که با قسم ها و راست نمایی ها ما را وادار به ظلم کردند
خدایا ما قصد فتنه کردن نداشتیم ما مجرم فتنه نیستیم بلکه ما گرفتار فتنه شدیم
اینها بودند که ما را با راست نمایی ها فریب دادند
آیه چنین است: قَالُواْ إِنَّکُمْ کُنتُمْ تَأْتُونَنَا عَنِ الْیَمِینِ(28) ترجمه (تابعین به رهبرانشان مى‏گویند: شما از راه خیر خواهى و نیکى وارد شدید. و ما را فریب دادید)
پس آنها جواب می دهند
قَالُواْ بَل لَّمْ تَکُونُواْ مُؤْمِنِینَ(29)
وَ مَا کاَنَ لَنَا عَلَیْکمُ مِّن سُلْطَنِ   بَلْ کُنتُمْ قَوْمًا طَاغِینَ(30

درست است که ما سران فتنه بودیم و به دنبال فریب شما بودیم و با راست نمایی ها شما را فریب دادیم امـــــا این شما بودید که به خاطر ضعف ایمان و بی ایمانی به دام ما گرفتار شدید
اگر شما ایمان داشتید ما هیچ سلطنتی بر شما نداشتیم
اگر ایمان قوی داشتید و نفاق در وجود شما نبود ما هیچ وقت نمی توانستیم شما را مجبور به گناه کنیم
اینکه شما به دام فتنه ما گرفتار شدید به خاطر طغیان شما است

حالا بنده نمی دانم با توجه به آن آیات بازم می شه حرف آقای عسگر اولادی را توجیه کرد یا نه؟
استدلال ایشان بر خلاف نص صریح قرآن است
اینکه دشمن و اطرافیان آنها را فریب دادند دلیل بر تطهیر نمی شود کما اینکه خداوند در این آیات می فرماید من هر دو گروه را وارد بر جهنم می کنم
هم سران فتنه هم گرفتاران، هر دو در دوزخ خواهند بود
پس با بی سوادی الکی دست و پا نزنیم
یا علی


  • یک شیعه با سلاح قلم
  • بهره بردیم... التماس دعا
    پاسخ:
    ممنون
  • نون والقلم
  • روضه مکشوفتان مستدام....جانسوز تر و ضجه آور تر از روضه های هیئات بود...مستدام...
    پاسخ:
    لطف دارید
    کاش می شد بسوزیم
  • مصطفی عظیمی
  • سلام.
    مثل همیشه خوب و عالی.
    خسته نباشین.
    پاسخ:
    سلام
    ممنونم عزیز
  • حامد حمایت کار
  • بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام بسیار زیبا و طولانی بود
    به نظر می آد که زمان امام حسن ع سلام خیلی جای کار کردن داره .
    چند وقت پیش داشتم در مورد امام رضا ع فکر می کردم که اشتباه مردم ایران در مورد شهادت ایشان چه بود اما به نتیجه خاصی نرسیدم ظاهرا خواص می توانند به راحتی دور امام را بگیرند و کار به همان ها بند باشد . در مورد امام رضا ع کار بدتر هم بود یعنی خواص دور ایشان هم برخی شان خواص خیلی خوبی بودند اما باز هم مامون توانست ایشان را به شهادت برساند یک کمی اگر در مورد اینها مطالعه داشتید به ما هم اطلاع بدید. اما یک نکته اینکه باید قبول کنیم که در طول تاریخ خواص خیلی کارها توانسته اند بکنند مثلا تو همین فتنه از دفتر آقا هم عده ای کارهایی کرده بودند واقعا باید چه کرد؟
    درسته که بصیرت مردم این ها را کنترل می کنه اما واقعا پیش گیری باید به چه صورت باشه؟
    نمی شه که آدم به همه ظن بد داشته باشه.!؟
    حالا مثلا شرایطی پیش اومد که تو راس مملکت همگی یه جورایی بودن اون وقت تکلیف چیست؟
    به نظرم باید روی این مطالب کار کرد روی نظریه اداره حکومت و سیستم حکومت اسلامی باید کار کرد .
    کلا می خوام بدونم مگه کلا چند نفر آدم ولایی ، با ایمان محکم ، با تجربه سطح بالا ، مدیر ، مقبول مردم ، و آشنا با دین و سیاست دینی و پایبند به آن وجود دارد ؟ اگه نداشتیم چه باید بکنیم ؟ انتظار ما از مسئولین حد اکثریست در حالی که بعضی موقع ها که نگاه می کنیم می بینیم کسی رو هم دیگه نداریم. مگر خدا کسی رو رو کنه.
    حتما در مورد والیان امیر المونین از جمله آنها کمیل مطالعه کرده اید ، کمیل ها هم به درد کار اجرایی نخوردند ما چه باید بکنیم که اگر آدم با این صفات نداشتیم حکومت متزلزل نشود.
    اینها سیاه نمایی نبود من خودم برای خودم فکر هایی دارم اما ممنون می شم شما هم نظراتتون رو بگید.

    یک مطلب دیگر هست که می خواهم بگویم آدم وقتی یک فوتبال رو نگاه می کند می گوید اه فلانی خیلی بی خوده یه دونه پاس سالم نمی تونه بده اما وقتی لباس می پوشی و داخل زمین می روی می بینی کارهای فلانی را هم نمی توانی انجام دهی . به نظرم تجربه کار اجرایی انجام دادن خیلی در نقد خوب تاثیر گذار است. مثلا همین احمدی نژاد با این همه ایراد که همه می گن ما هم برخیش رو قبول داریم چند تا بهتر از اون داریم . در یاران امیر المونین هم مالک را داشیم که برخی ها به او هم ایراد می گیرند اما نگاه می کنیم با این کوبیدن ها اون وقت دیگه کی باقی می موند
    انقدر طولانی شد که دیگه نمی رم از اول بخونم اگر پیوستگی نداشت ببخشید
    پاسخ:
    سلام
    قبل از هر چیز ممنونم از این همه لطفتون
    یکی از نکاتی که شهید مطهری در مورد زندگی امام رضا علیه السلام به آن  اشاره می کنند این مسأله است که غالب مردم گمان می کردند که مامون شیعه است
    حتی بسیاری از مستشرقین می گویند که او یک شیعه بوده و برای شیعه بودن آن دلایلی را نیز ذکر  می کنند
    این مسأله به خودی خود سبب عوام فریبی زیادی شد
    یکی از نکاتی که در دوره جدید اتفاق افتاده است رشد بسیار بالای توده مردم و یا بااصطلاح عوام است
    در طول تاریخ همیشه این خواص بودند که بر روی عوام اثر می گذاشتند به همین دلیل اگر خواص جامعه و روئسای قبایل را با پول و قدرت و... می خریدند، دیگر عوام نقشی نداشتند
    ساختار قبیله محوری و امروزه حزب محوری چنین خصوصیاتی را دارا بود
    اما آنچه امروز شاهد آن هستیم کم رنگ شدن نقش خواص در سرنوشت یک جامعه است
    در پویا ترین جامعه امروز جهانی  - که با دلایل مختلف می توان اثبات کرد که ایران امروز است - دیگر خواص در سرنوشت مردم تاثیری نخواهند داشت
    بلکه این توده مردم هستند که سرنوشت خود را رقم می زنند
    اگر حادثه 9 دی را از بعد سیاسی و جامعه شناختی بررسی کنیم خواهیم دید که مردم ایران نشان دادند که به حد بسیار بالایی از بلوغ سیاسی رسیده اند
    ما در نه دی نه تنها از سد هاشمی و کروبی و.... گذشتیم بلکه از همه طرفندهای ماهوره ها و سایت های خبری نیز عبور کردیم
    دشمن از قبل از انتخابات به شدت جامعه را ملتهب کرده بود و در نه ماه آخر با تمام توانش وارد میدان شد
    اما نتیجه جالب بود
    خواص جا ماندند لاریجانی و... دیر بیدار شدند اما این عوام بودند که دیگر تحت تاثیر خواص نبودند
    یکی از مهم ترین کارهایی که ما امروزه در فضای جهاد نرم می توانیم انجام دهیم این است که خواص را زیاد کنیم
    منظورم از خواص یعنی کسانی که می توانند تعیین سرنوشت کنند
    حال به نظر شما چه کسی می تواند تعیین سرنوشت کند
    مردم یا رجال سیاسی؟
    اگر جواب شما مردم است
    پس الان مردم می شوند خواص
    یعنی آن قشر تاثیر گذار
    پس برای آگاهی این قشر می بایست تمام تلاش خود را بکنیم
    اگر این اتفاق بیفتد ( که البته در فرایند تکاملی جوامع مخصوصا جامعه ایران چنین چیزی مشهود است) دیگر شاهد حوادثی شبیه به آنچه برای ائمه اتفاق افتاد نخواهیم بود
    چون خواص سیاسی یا همان رجال سیاسی قابل خرید و فروش هستند اما مردم خیر
    نکته بعد اینکه شما فرموده بودید کسی را نداریم مگر خدا کسی را رو کند
    بنده زیاد اعتقاد به افراد ندارم
    به غیر از ولی فقیه
    بقیه افراد تابع آرمانها و خواست مردم حرکت می کنند
    همین الان شما در معادلات جهانی اگر دقت کنید خواهید دید که رسانه ها به دنبال تغییر مزاج و خواست مردم هستند
    یعنی اگر مردم فریب نخوردند مسئولین و خواص تابع عوام خواهند بود
    پس بازم تاکید می کنم به جای سرمایه گذاری بر روی خواص که معلوم نیست فردا چی از آب در بیایند بیشتر رو عوام کار کنیم
    یعنی توده مردم را نسبت به حقایق و واقعیت ها بیدار کنیم
    اتفاقا در مسائل سیاسی که مربوط به نظام می شه نباید خوش بین بود
    حضرت امیر می فرماید در مسائل شخصی و خصوصی اهل مداهنه باشید یعنی با خوش بینی مسامحه کنید اما در مسائل سیاسی زود به کسی اعتماد نکنید اهل مداهنه و مسامحه نباشید
    اما متاسفانه تو کشور ما برعکسه
    صحبتی از اقای قرائتی شنیدم که جالب بود
    ایشان با استناد به خطبه ها و نامه های نهج البلاغه می گفتند که باید غیبت مسئولین را کرد اما تهمت نباید زد
    ما باید حواسمان جمع باشه که تهمت نزینم اما اگر کسی اشتباه کرد تذکر دهیم اما اگر پافشاری کرد تو دهنش بزنیم
    همین آقایی که رئیس مؤتلفه است با نا فهمی بر روی نظر غلط خود پافشاری می کند، خب با این آدم باید به گونه ای دیگر حرف زد
    البته باید دائما از شر نفسمان به خدا پناه ببریم و بخواهیم که ما را لحظه ای به خود وانگذارد  و الا از اینان بدتر خواهیم شد
    از کمیل گفته بودید
    بله قبلا در هیئت مجازی رضویه در مورد این بزرگوار یه چیزایی نوشته بودم و نامه 63 نهج البلاغه را توضیح داده بودم
    اما برای جواب به سوال شما به یکی از سخنرانی های حضرت امام اشاره می کنم که ایشون در دیداری که با خانم ها در روز زن داشتند تاکید می کنند که شما باید بچه هایی تربیت کنید که به درد جمهوری اسلامی بخورند
    بنده این سخن امام را اینگونه تحلیل کردم
    زمانی بود که خانم ها بچه ها را به این نیت تربیت می کردند که بچه آنها دزد نکند نگاه به نامحرم نکند و تقوای الهی را رعایت کند و....
    اما اینها برای نظام جمهوری اسلامی خیلی کمه!
    ما از این تربیت ها زیاد داشتیم
    تربیت هایی داشتیم که نه تنها به تقوا بلکه به کرامت هم رسیده اند آقای بهجت در درس خود می فرمودند یک زمانی بود که اگر از عالمی در نجف کرامت نمی شنیدی تعجب می کردی!
    خب سوال
    چرا امام زمان با بودن این همه عالم باتقوای با کرامت نیامد؟
    این نشان می دهد که در کنار تقوا یک چیز دیگر هم لازم بود و آن فهم حکومت دینی و ضرورت حفظ آن است
    منظور از حکومت دینی یعنی حکومت به حقی که حاکمیت آن از جانب خدا باشد نه خلافت پادشاهی و...
    و این حکومت در جمهوری اسلامی محقق شد
    اما ما چقدر آدم تربیت کردیم که تربیت سیاسی حکومتی عمیق داشته باشند؟
    منظور از تربیت سیاسی یعنی هم مدیریت هم فهم ولایت فقیه و...
    مثلا علی مطهری اصلا در اندازه نظام جمهوری اسلامی نیست
    ایشان برای بودن در جنگ صفین و حوادث پس از آن بسیار مناسب بودند
    تفکر ایشان تفکر حکمیت صفین است اصلا نمی فهمد جمهوری اسلامی یعنی چه؟
    هر کس که اسیر واژگان شد و مدرکی گرفت دلیل بر این نیست که می تواند جمهوری اسلامی را تعقل کند
    و یادمان باشد که در کتاب کافی عقل را در برابر جهل آورد نه در برابر علم!
    چندی پیش در کاشان صحبت داشتم به آقایون گفتم هیئتی که در آن اصول مباحث جمهوری اسلامی بحث نشود و مخاطبان آن به بلوغ سیاسی نرسند به درد 200 سال قبل می خورد!
    حضرت زهرا سلام الله علیها در خطبه فدکیه می فرمایند آیا با رحلت حضرت رسول شما به جاهلیت بازگشت می کنید؟
    حکومت حق خدا را با خلافت باطل آقایون عوض کردید؟
    بازگشت به جاهلیت یعنی یک بازگشت سیاسی
    و الا مردم نماز و روزه که می گرفتند، حج هم که می رفتند خلیفه دوم آنها هم که زهد زیادی داشت و به ظاهر با فساد هم مبارزه می کرد
    پس این جاهلیت که حضرت زهرا سلام الله علیها از آن دم می زنند چیست؟
    این جاهلیت یعنی جاهلیت حکومت و نظام اسلامی
    یعنی شما همین آداب و سنن را تحت ولایت چه کسی می خواهید انجام دهید؟
    اگر تحت ولایت عمر و ابوبکر باشد، شما بازگشت به جاهلیت کردید
    علی مطهری عقلش نمی رسد که اگر سیستم باز گردد حتی اگر مساجد شلوغ تر شود و حج عالی تر برگذار شود و او توفیق فتوحات زیادی را داشته باشد از ایران گرفته تا مصر و شام و... اما او بازگشت به جاهلیت کرده است
    به دلیل آنکه اصل را نفهمیده! اصل حکومت به حق خداوند است که تحت عنوان ولایت فقیه اجرایی شده است
    در کاشان به این نکته اشاره کردم که اگر فهم سیاسی خود را در نظام جمهوری اسلامی بالا نبرید بازگشت به جاهلیت کرده اید
    این چه استدلال غلطی است که یک مشت بیسواد ترسو بر سر زبان ما انداخته اند که هیئت جای مسائل سیاسی نیست!
    بله هیئت جای تبلیغات سیاسی برای گرفتن ریاست نیست اما جای بیان اوصل نظام اسلامی و پاسخ به شبهات نظام اسلامی است
    اگر هیئتی این کار را نکند بازگشت به جاهلیت کرده است
    نکته جالب دیگر اینکه سخنرانی استاد ...... را در شب اربعین امسال در هیئت میثاق با شهدا را گوش دادم!!
    سخنرانی ایشان جامع افراد بود اما مانع اغیار نبود
    از یک طرف درست کرد اما از طرف دیگر یک سوراخ گشادی گذاشت که گله های بزرگ گوره خر از آن عبور داده می شدند!
    ایشان قصدشان این بود که جلوی زود قضاوت کردن و کافر کردن دیگران را بگیرد و صرفا به چند آیه مهم و کلیدی قرآن تاکید داشتند اما از سیره اهل بیت چیزی نگفتند
    باید از ایشان پرسید اینکه حضرت زهرا و یا حضرت امیر علیهما السلام می فرمایند مردم به جاهلیت بازگشت کردند این یعنی چه؟
    این همون دین سکولاری بود که ایشون می گفت از بی دینی بهتره!!!!!
    این حرف خیلی خطرناک است
    نمی گم حرف اشتباهیه
    می گم خطرناکه
    نمی دونم ایشون چطور می خواد جمعش کنه؟
    بله در مقایسه با کفر مطلق بهتره به همین دلیل هم امیرالمومنین علیه السلام ابوبکر و خلفا را بر ابوسفیان ترجیح دادند
    اما ما الان در زمانه ای هستیم که می بایست خود را با آرمان های بلندتری مقایسه کنیم
    جامعه ای که آقای ........ از آن دم می زند و می گه بهتر از کفره!! همین جامعه پتانسیل امام حسین کشی داره
    و اگه ایشون یادشون باشه قرار نیست دیگه امام حسینی به گودال بره
    پس در سخن حد و مرز استدلال را مشخص نمایند تا بازگشت به جاهلیت نکنیم
    درمورد نکته آخرتون هم باید بگم که ما باید حواسمان به مغالطه ها باشد تا خودمان در آن گرفتار نشویم
    نمی دنم با چه ملاک و معیاری شما فرمودید برای نقد ببینیم خودمان چند مرده حلاجیم!
    این یک مغالطه عمومی است
    این که من کار اجرایی بلدم یا بلد نیستم حقانیت نقد مرا مشخص نمی کند
    شما فرض بگیر که من بلد نیستم اما در نقد کردن نقاط ضعف را به خوبی می بینم و بیان می کنم
    حال آیا دلیل می شود چون کار اجرایی بلد نیستم پس لال شوم
    در مورد امر به معروف و نهی از منکر همی می گویند لازم نیست خودت عامل باشی
    گرچه اگر عمل بکنی اثر بیشتری خواهد داشت
    اما اگر منظور شما این باشد که ما باید عده ای را برای کار اجرایی آماده کنیم و تمرین دهیم این حرف درست است
    ببخشید طولانی شد
  • محمد دهقان
  • با سلام
    ممنون که به وبلاگ این حقیر سرزده بودین ...
    اما ...
    آنچه در مورد غربت سیاسی امام مجتبی (ع) اشاره داشته اید ، حقیقتی است که نشان از دید محتوایی شما دارد . کاش همه ما به این واقعیت اشراف کامل می داشتیم . امری که ظاهرا مغفول مانده و احتمالا بنا هم نیست که به آن علم پیدا کنیم . متاسفانه ما را در ظواهر گیر انداخته اند و سالهاست که در آن غوطه وریم . بماند که سالیانی است ما با آن دمخوریم. از راهنمایی تان بی نهایت ممنونم .
    پیروز باشید

    پاسخ:
    سلام
    شرمنده کردید
    از تشریف فرمایی شما خیلی خوشحال شدم
    انشاالله بازم توفیق حضور شما را در وبمان داشته باشیم
    بنده شما رو لینک کردم
    اگر قابل دونستید یه جایی تو پیوند ها برا ما باز کنید
    سلام

    با درود به روان پاک شهدا

    مطالب بسیار عالی دارید

    مطلب یکی مانده به آخرتان که در مورد فتنه است را مطالعه کردم . عالی بود با شما تا حدودی موافقم

    و من الله توفیق
    پاسخ:
    سلام
    ممنون از حضور خوبتون
    نگفتی ایمیل به دست رسید یا نه؟
  • پرستوی مهاجر
  • سلام واقعا عالی بود...
    خدا قوت
    پاسخ:
    سلام
    ممنونم

    سلام

    مطالب جالبی بود

    هم محتوای مطالب وهم چگونگی گذاشتن مطالب بعد از پست های قبلی!!

    و اما...

    راستی کسانی که برای خود به اندازه نیم ساعت خط کشیده اند و برنامه گذاشته اند نمیتوانند ولایت الله را تحمل کنند و این است که از یقین ها و حتی انتظارهای خود هم چشم میپوشند ...کسانی که شغل ثابتی برای خود دارند نمیتوانند دستورهای تغییر دهنده را بپذیرند.

    باید با نقش ثابت و بدون هیچ گونه پیش جستن و شغل ثابت گرفتن آماده ی دستور بود ومهم تر ها را مشخص کرد تا بتوان ولایت را پذیرفت.(آقای صفایی)

     

    و هم چنین میشود براساس وب امید صبح که بین هدف و انگیزه تفاوت قائل شدید بتوانیم توجیح کنیم که شاید این دوستان هدف این کار را نداشتند اما شاید بتوان براساس انگیزه ها نقد زد!!

    ولی جالب بود که شما در پست های قبلی کسانی که هدف خوب و عملکرد بدی داشتند را جدا میکردید اما حال!!

    ...

    مظلومیت امام حسن(ع) تا جایی بود که به هنگام تشییع پیکر اییشان همین افراد خائن و... به سمت ایشان تیر پرتاب میکنند..

    خدا کند ما این گونه عبرت روزگار نشویم!

    پاسخ:
    سلام
    نکاتی که فرموده بودید خیلی کلی بود بنده متوجه نشدم که منظور شما چیست؟
    چگونگی  گذاشتن محتوای مطالب!! می شه یه مقدار توضیح بدید؟
    اینکه فرموده بودید دوستان هدف این کار را نداشتن اما بر اساس انگیزه ها نقد زد یعنی کی؟ چی؟
    هدف خوب عملکرد بد را قبلا جدا کردم اما حال!! یعنی چه؟ به طور دقیق اشاره نمایید که تناقض در کجای این حرفها است؟

  • مرصوص۱۰۶
  • سلام.خداقوت.
    چقدر مطالب این وب قشنگ و آموزنده بود.همیشه بچه ها میگفتند ولی به دلیل وصل نبودن اینترنت درمنزل هیچ وقت نتوانسته بودم سربزنم. ولی الآن جبران میکنم.
    هیچ وقت به این فکرنکرده بودم که چقدرعمل ما مهمه همیشه فکرمیکردم مهم نیت ماست. واقعأ باخواندن این مطلب چندتاازمشکلات دیگه ام حل شد. ممنون.
    پاسخ:
    سلام
    ممنونم
    خدا رو شکر
  • حامد حمایت کار
  • بسم الله الرحمن ارحیم
    1.این حرفی که گفتید "بنده زیاد اعتقاد به افراد ندارم ، به غیر از ولی فقیه ،بقیه افراد تابع آرمانها و خواست مردم حرکت می کنند" می خواستم بدونم در امور اجرایی هم همین نظر رو دارید؟
    2. در مورد مغالطه تجربه کار اجرایی منظور من در امور اجرایی بود که باز هم بر قوت خود باقی است اما مشکل اینه که من اصلا منظورم شما نبودید.
    3. با شناختی که از مجموع صحبت های آقای قاسمیان دارم این طور که گفته بودید نیست . البته این نقد شما را به گوششان خواهم رساند ، بسیار شده که نقدی بر صحبت های ایشان وارد کردیم و ایشان هم پذیرفته اند و اصلاح نموده اند.
    پاسخ:
    بسم الله الرحمن الرحیم
    منظور از عدم اعتقاد به خواص دو بخش است
    بخش اول 1- یعنی اینکه ما همه توان خود را برای آگاهی و بیدارکردن خواص نمی خواهد بگذاریم، گاهی اوقات آب در آبکش ریختن است، اگر همان آگاهی را در مردم ایجاد کنیم خیلی از خواص ناچارا تابع مردم و خواست آنها جلو می آیند
    مثلا  همین که الان برخی از مسئولین دم از نه دی و آرمانهای انقلاب و استکبار ستیزی می زنند شما فکر می کنید اینها واقعا ایمان به این ها دارند؟!
    اگر می بینید شعارهای خود را عوض کردند چون دیدند مردم چیز دیگری می خواهند پس اینان در رفتار خود تغییر ایجاد کردند

    بخش دوم 2- خواصی که ما باید از آنها اثر بگیریم و راه را به وسیله آن تشخیص دهیم فقط حضرت آقا هستند اما از بقیه خواص خیر ، الحمدلله مردم یاد گرفتند که چگونه خواص را در اطاعت کردن حضرت آقا دور بزنند.
    در امور اجرایی نه.   در امور اجرایی نیاز به خواص داریم

    در مورد بحث کار اجرایی هم بنده می دانستم منظر حضرت عالی این حقیر نیست. اگر از خودم مثال زدم برای اینکه بحث ملموس تر بشه
    حضرت آقا در مورد نقد کردن ملاک خوبی دادند ایشان فرمودند نقدی که برای تخریب است و نقدی که سازنده است
    ایشان حرفی از این نگفتند که کسانی که نقد می زنند باید دید خودشان در امور اجرایی چطورند
    بحث بنده سر این مطلب است که حقانیت نقد دیگران را بیاد با ملاک دیگری سنجید نه با اینکه گر تو بهتر می زنی بستان بزن
     در مورد استاد .... هم بنده می دانم که منظور ایشان چیز دیگری بود اما چون در سخنرانی ایشان حدی مشخص نشد صربه و آسیب می زند
    بنده صحبت های ایشان را تا آخر گوش دادم احساس بنده این بود که ایشان این صحبت ها را برای این کردند که مردم و رفقا با یکدیگر قطع رابطه کردند به دلیل اینکه فلانی با آقا خوب نیست، با سیاست و نظام کاری نداره
    ایشان می گفتند این دلیل نمی شود که ما قطع رابطه کنیم به روایتی هم اشاره داشتند که اهل بیت فرموده بودند اگر این ملاک درست باشد ما با شما هم نباید رابطه داشته باشیم
    این سخن در عین درستی باید حد و مرزش به صورت دقیق مشخص شود
    که ما این قاعده را در چه جایی پیاده کنیم و در چه جایی حق پیاده کردن آن را نداریم
    قائده ای که ایشان فرمودند اگر در بعضی جاها پیاده شود بازگشت به جاهلیت است
    مثلا در عرصه اجرایی کشور
    و متاسفانه ایشان در این زمینه توضیحی نداند که در نظام جمهوری اسلامی مسئولین نباید با حداقل ها سنجیده شوند
    ممنون عزیز
  • سید پارسا
  • سلام
    باتشکر ازحضورتون
    حاجی من خیلی سخت میشه کسی را لینک کنم اما شما واقعا مطالبتون مفید و خوب بود و از مثالی که زدین فکر کنم همکاریم
    به عربی میشه ما یضحک به سکلی
    لینک شدین
    پاسخ:
    سلام
    ممنون از لطفتون
    شما هم لینک شدید
    انشاالله همین طوره که می فرمایید
    اما چرا سکلی؟
  • حاتم ابتسام
  • سلام

    مطلب خوبی بود

    هرچند می تونست خیلی کوتاه تر و موجز تر باشه

    در کل درباره بحث غربت امام حسن مجتبی علیه السلام بیش از اینها باید کار بشه

    شما هم ماشالله توپتون پره بیشتر از دردای جامعه امروز گفتید...

    در کل استفاده کردم.

    پاسخ:
    سلام
    ممنون از تذکرتون
    چاره ای می اندیشیم
    واقعا پره!!
  • حامد حمایت کار
  • سلام
    نظرتون رو به آقای قاسمیان رسوندم و فرمودن سه شب در هیئت صحبت شده که اگر سه شب رو گوش بدن فکر می کنم چنین نظری نداشته باشن
    تشکر
    پاسخ:
    سلام
    ممنون از لطفتون
    چشم
  • روایت شیدایی
  • سلام
    به فونت توجه نکرده بودم حق با شما بود
    درباره این موضوع هم که فرمودین اینه که باید به مسئله صلح امام حسن پرداخته بشه به عقیده من حقیر فتنه ی زمان امام حسن خیلی شبیه فتنه ی ماست ولی روضه جای طرح این چنین مسئله ای نیس این موضوع به این مهمی رو باید تو منابر مطرح کرد بد نیست اشعاری درباره مظلومیت سیاسی حضرت خونده بشه کما اینکه میشه اما جان مطلب رو نمیشه تو روضه بیان کرد یکی از دلایلش هم جنبه ی احساسی روضه هستش و مسئله حوائجی که مردم تو روضه در نظر دارند اینه که کمتر کسی درست حسابی حواسش هست اما مسئله صلح امام حسن باید مطرح بشه و ما نباید منتظر هیئت باشیم هر جا که شد باید بگیم

    پاسخ:
    سلام
    در مورد روضه درست فرموده بودید
    اما منظور من این بود که باید یادبگیریم بر مصیبت اصلی بگرییم
    بسیار عالی .... ان‌شاء‌الله باید وقت بذارم خیلی از متناتون رو بخونم ....
    چند وقتی بود شدیدا ذهنم رو درگیر کرده بود که از ائمه چیزی رو نقل کنم که باید واقعا از ایشان نقل شود نه اون چیزی که به کودکان یاد میدهند .... عمق مطلب رو درک کردن کجا و مطالب ساده رو به دیگران گفتن
    موفق باشید
    :)
    پاسخ:
    سلام
    ممنون از حضور خوبتون همشهری
    سلام 
    ممنون از حضورتون
    اینکه سبک نگارش شعرم زیبا بود به طنز گفتید یا جدی؟؟
    با افتخار لینک شدید 
    وقت زیادی ندارم تا مطالتون رو بخونم در اسرع وقت حتما سر میزنم و نظرمو میگم 
    موفق باشید
    پاسخ:
    سلام
    واقعا گفتم جدی جدی
    انشاالله
    شما هم
    سلام
    لینک شدید
    منو با نام • الحسین • لینک کنید
    پاسخ:
    سلام انشاالله
    سلام تشکر .... شما هم در وبلاگ ما لینک شدید ...
    یه موردی ... "پرتوپلاک" درسته نه پرتو بلاگ
    :)
    پاسخ:
    سلام
    ممنون
    اصلاح شد
  • ساروی ریکا
  • سلام
    لییییییییییییینک شدید!
    عنوان لینک من: ساروی ریکا
    یا حق
    پاسخ:
    سلام
    ریکا
    ته حال خواره؟
    خش بموئی!
  • مرید مادر
  • زیبا بود استاد
    سلامتی و تعجل در فرج یار غائب صلوات
    پاسخ:
    الهم صل علی محمد و ال محمد
    سلام.
    ممنون از نظر خوبتون.
    من وبتونو لینک کردم...

    پاسخ:
    سلام
    شما هم یه نظر خوب می دادی!!!
  • بهارلویی
  • حاج آقا ابراهیمی سلام
    اول خلاصه مطلبتون رو خوندم ولی باز نتونستم خودم رو راضی کنم ادامش رو نخونم.
    نمی تونم نظری بدم چون اطلاعات زیادی در این مورد ندارم .
    آگاهی ساز بود.
    بسیار تشکر
    پاسخ:
    سلام
    ممنون از حضورتون
    خدا رو شکر اطلاعاتتون بهتر شد
    یا حق
  • نیما عتیقی
  • استفاده کردم حاجی !!! غریب مدینه بین ماهم غریبه و الا تو روضه ها اینطوری نمیگفتن و یکم هم غربت سیاسی آقا رو هم میگفتن البته باید توجه به این داشت که قشمت سیاسیش باید بمونه برا سخنران دیگه !!!! البته نظر من اینه !!!
    پاسخ:
    ممنون از حضورتون
    بله در سخنرانی هم باید اشاره شود
    اما چرا در روضه امام حسین سیاسی ها را می خونیم!
    امان نامه حضرت عباس علیه السلام سیاسی نیست؟
    لینکت کردم
  • رزمنده میدان نبرد نرم
  • پیش ماهم بیاااا حاجی سلام
    پاسخ:
    چشم
    سلام
  • سید پارسا
  • سکلا در عربی مرغ بریانه دیگه
    پاسخ:
    او
    ممنون
    ما تا میل نکنیم یاد نمی گیریم!!!
    سلام
    عرض ارادت
    مستفیض شدم
    ان شا الله بهتون سر میزنم
    وفقنا الله و ایاکم لمرضاته
    پاسخ:
    سلام
    ممنون از حضورتون
    لطف می کنید
  • امیررضا آل حبیب ( تنها ترین سردار)
  • سلام داداشی
    ممنون از این مطلب زیبا و نغز
    بسیار به فکر فرو رفتم بعد از خوندنش
    امروز حتما" به پاس این نوشته زیبا برات دو رکعت نماز می خونم.
    در مورد لینک هم باعث اغفتخار این بنده کمترینه.
    لینکتون کردم.
    مطلب رو هم همینطور
    در پناه کریم اهل بیت
    التماس دعا
    پاسخ:
    سلام اخوی
    خواهش دارم فراوان
    الحمدلله
    شما هم لینک شدید
  • علی حافظی
  • سلام ممنون که مارو قابل دونستی و سر زدی و نظر دادی
    پاسخ:
    سلام
    شما چرا قابل ندونستی؟؟
  • علی حافظی
  • با تبادل لینک موافقی؟
    پاسخ:
    بله
    سلام بر شما.
    واقعا نمیدونم چی بگم.
    شما می دونید که من نمی تونم یه عالی بود بگم وبرم.
    امافکر نکنم فعلا بتونم در مورد مسایل سیاسی و این گونه مطالب نظر بدم.
    زحمتی بسار وپرثمر بود که جای تشکر وخسته نباشید دارد.
    در مورد ثبت نام بیان ممنونم ثبت نام کردم
    اما فعلا برای منکران نور اقدام کردم
    در کلبه ی سرچشمه ی عشق نوری جدید سوسو می زند شاید پرتویی بیش نباشد اما منتظر نگاه شما است.
    پاسخ:
    سلام
    ممنون
    خدمت می رسیم
  • حامد حمایت کار
  • سلام هیچ منظوری از گذاشتن این مطلب نداشتم داشتم می خوندم گفتم شاید خوب باشه اینجا هم بیارم

    فَاتَّخِذْ أُولَئِکَ خَاصَّةً لِخَلَوَاتِکَ وَ حَفَلَاتِکَ‏ ثُمَ‏ لْیَکُنْ‏ آثَرُهُمْ‏ عِنْدَکَ‏ أَقْوَلَهُمْ‏ بِمُرِّ الْحَقِّ لَکَ وَ أَقَلَّهُمْ مُسَاعَدَةً فِیمَا یَکُونُ مِنْکَ مِمَّا کَرِهَ اللَّهُ لِأَوْلِیَائِهِ وَاقِعاً ذَلِکَ مِنْ هَوَاکَ حَیْثُ وَقَعَ وَ الْصَقْ بِأَهْلِ الْوَرَعِ وَ الصِّدْقِ ثُمَّ رُضْهُمْ عَلَى أَلَّا یُطْرُوکَ وَ لَا یَبْجَحُوکَ بِبَاطِلٍ لَمْ تَفْعَلْهُ فَإِنَّ کَثْرَةَ الْإِطْرَاءِ تُحْدِثُ الزَّهْوَ وَ تُدْنِی مِنَ الْعِزَّة


    پاسخ:
    سلام
    ممنونم عزیز
    انشالله که شما نسبت به ما اینگونه باشی و ما نسبت به شما
    البته شما الحمدلله تا به حال اینگونه بوده اید
    دعای امام علی برای حسنین

    حضرت علی (ع) در مورد امام حسن (ع) چنین دعا کردند : «اسْتَوْدِعِ اللَّهَ دِینَکَ وَ دُنْیَاکَ» دین و دنیایت را به خدا می‎سپارم ، «وَ اسْأَلْهُ خَیْرَ الْقَضَاءِ لَکَ فِی الْعَاجِلَةِ وَ الْآجِلَةِ وَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَة (نهج‏البلاغة، ص406) . یعنی از خدا بهترین قضای الهی تو را درباره حال و آینده ، دنیا و آخرت می‎خواهم . دعایی که برای امام حسین (ع) کرده است ، این است : «وَ اعْلَمْ أَیْ بُنَیَّ أَنَّهُ مَنْ لَانَتْ کَلِمَتُهُ وَجَبَتْ مَحَبَّتُهُ» ای فرزندم بدان هر کس گفتارش نرم باشد ، دوستی او لازم می‎آید ، این اشاره به اثر گفتار نرم است که گفتار نرم در دل‎ها اثر می‎گذارد . «وَفَّقَکَ اللَّهُ لِرُشْدِهِ» خداوند به قدرت خویش تو را در راه راستت موفق بدارد ، «وَ جَعَلَکَ مِنْ أَهْلِ طَاعَتِهِ بِقُدْرَتِهِ» و به قدرت خودش تو را از فرمان‎بردارانش قرار دهد ، «إِنَّهُ جَوَادٌ کَرِیم»(بحارالأنوار، ج74، ص241) خداوند بخشنده بزرگوار است .
    ادامه ...

    بـــــــــــــ( منتظر قدم هات و نظراتت هستم )ـــــــــــــــــــــروزم
    پاسخ:
    ممنونم
    چشم
  • حامد حمایت کار
  • یک جمله بی نظیر از خطبه 168 در نهج البلاغة

    فَمَا أَعْظَمَ مِنَّةَ اللَّهِ عِنْدَنَا حِینَ أَنْعَمَ عَلَیْنَا بِهِ سَلَفاً نَتَّبِعُهُ

    واقعاً استثنائیه این خطبه
    پاسخ:
    بسیار ممنون
    بله
    مخصوصا جمله آخرشان رهروان شب!!!
    سلام. بسیارعالی بود. انشاالله بتونیم بیشتر با سیره ائمه اطهار(علیهم السلام) آشنا بشیم. راستی می تونین با نام عصر ظهور لینک کنید سپس اطلاع بدید تا شما رو به چه اسمی لینک کنیم.
    اللهم عجل لولیک الفرج
    پاسخ:
    سلام
    ممنونم
    چشم
  • ساندیس خور نظام
  • سلام عزیزم ....

     

     

     

    پاسخ:
    بازم علیک السلام
  • ساندیس خور نظام
  • سلام عزیزم ....

    پاسخ:
    علیک سلام
    خدا را شکر مى‌کنیم که ملت ما بیدار است. خدا را شکر مى‌کنیم که جوانان ما بیدارند. خدا را شکر مى‌کنیم که شما دانشجویان بیدارید. اما دانشجویان! بیدار بمانید. این وضعِ دانشگاهى که امروز هست، من به شما صریح بگویم: من این وضعیت را نمى‌پسندم. دانشجویى که اصلاً نفهمد در دنیا چه مى‌گذرد، این دانشجو، دانشجوى زمان خودش نیست؛ مرد زمان خودش نیست. دانشجو باید احساس سیاسى داشته باشد، درک سیاسى داشته باشد، تحلیل سیاسى داشته باشد. بنده در قضایاى تاریخ اسلام این مطلب را مکرّراً گفته‌ام که، چیزى که امام حسن مجتبى علیه‌السّلام را شکست داد، نبودن تحلیل سیاسى در مردم بود. مردم، تحلیل سیاسى نداشتند. 
    درجمع دانشجویان سال1372

    به برکت امام حسن مجتبى‌(علیه الصّلاةوالسّلام)، این جریان ارزشى نهضت اسلامى، اسلام را حفظ کرد. اگر امام مجتبى‌ این صلح را انجام نمى‌داد، آن اسلام ارزشىِ نهضتى باقى نمى‌ماند و از بین مى‌رفت؛ چون معاویه بالاخره غلبه پیدا مى‌کرد.
    وضعیت، وضعیتى نبود که امکان داشته باشد امام حسن مجتبى‌(علیه‌السّلام) غلبه پیدا کند. همه‌ى عوامل، در جهت عکس غلبه‌ى امام مجتبى‌(علیه‌السّلام) بود. معاویه غلبه پیدا مى‌کرد؛ چون دستگاه تبلیغات در اختیار او بود. چهره‌ى او در اسلام، چهره‌یى نبود که نتوانند موجه کنند و نشان بدهند. اگر امام حسن(ع) صلح نمى‌کرد، تمام ارکان خاندان پیامبر(ص) را از بین مى‌بردند و کسى را باقى نمى‌گذاشتند که حافظ نظام ارزشى اصیل اسلام باشد. همه چیز بکلى از بین مى‌رفت و ذکر اسلام برمى‌افتاد و نوبت به جریان عاشورا هم نمى‌رسید.
    اگر بنا بود امام مجتبى‌(علیه‌السّلام)، جنگ با معاویه را ادامه بدهد و به شهادت خاندان پیامبر منتهى بشود، امام حسین(ع) هم باید در همین ماجرا کشته مى‌شد، اصحاب برجسته هم باید کشته مى‌شدند، «حجربن‌عدى»ها هم باید کشته مى‌شدند، همه باید از بین مى‌رفتند و کسى که بماند و بتواند از فرصتها استفاده بکند و اسلام را در شکل ارزشىِ خودش باز هم حفظ کند، دیگر باقى نمى‌ماند. این، حق عظیمى است که امام مجتبى‌(علیه‌الصّلاةوالسّلام) بر بقاى اسلام دارد. دیدار نیمه ماه رمضان سال1369

    به‌ برکت‌ وجود ملت‌ هوشیاری‌ مانند ملت‌ ایران‌ و افکار برانگیخته‌ این‌ ملت‌ و به‌ برکت‌ انقلاب‌ بزرگی‌ مانند انقلاب‌ ایران‌، نه‌ آمریکا و نه‌ قدرتهای‌ هم‌ پیمان‌ او قادر نیستند حادثه‌ تلخی‌ مانند حادثه‌ صلح‌ امام‌ حسن‌ مجتبی(ع‌)))))) را بر ملت‌ ایران‌ تحمیل‌ کنند و اگر دشمن‌ خیلی‌ فشار بیاورد، حادثه‌ای‌ مانند حادثه‌ کربلا در اینجا اتفاق‌ خواهد افتاد.دیدار با جوانان سال1379

    پاسخ:
    بلاخره اومدی!

    سلام حاجاقا مطلبتون کامل و مفید بود

    میخواستم ازتون بخوام درباره افرادی مثل عبدالکریم سروش که که کمکم دارند از راه استلال های حرفه ای مذهب اسلام و پیامبر رو جور دیگه ای معرفی میکنند و عقاید شرک آمیز خودشون رو از طریق سایتها بین مردم پخش میکنند و روش کار اونها در انجام این کار  و کمی هم از گذشتشون برامون بنویسید.

    ممنون از لطفتون 

    خدانگهدار

    پاسخ:
    سلام
    انشاالله شما هم کمک کن
    سلام
    مطلب خیلی خوبی بود
    ممنون
    راستی به اون آقای طرفدار بعضی ها! باید گفت شما از کجا از نیت این آقایون با خبر شدید؟!
    تا جایی که من می دونم خداست که از نیت ها با خبره و نیت اعماله که مهمه ولی ما که نمیتونیم تشخیص بدیم.می تونیم؟
    پس ما از روی ظاهر اعمال قضاوت می کنیم که در ظاهر عملشون خیلی بد بوده...
    نیت عمل هم که پاداشش با خداست!!!
    پاسخ:
    سلام
    انشاالله خدا کمکش می کنه به اشتباهش پی می بره

     سلام پست جالبی بود .پست های شماآدم رو به سیاست علاقه مند می کنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    پاسخ:
    سلام
    الحمدلله
    خیلی خوبه

    واین مطلب چیزی نیست جز یک ضایعه بسیاااار شگفت انگیز و دردناک!

    حضرت امام حسن مجتبی نه تنها در تاریخ اسلام که در تاریخ تشیع هم ناشناخته هستنئد و شخصیت جامع و ملکوتی اون حضرت به طور کامل و همه جانبه شناسایی و معرفی نشده متاسفانه! این واقعیت را می توان در عینیت جامعه و در محاوره با توده های مردم به نظاره نشست و دریافت که چگونه گروه های کثیری از کسانی که خود را شیعه !! می نامند و باید به معرفت و بینش کافی درباره ائمه اطهارع دست یابند فاقد آگاهی های لازم درباره حضرت امام حسن مجتبی ع می باشند!به نظر میرسه که فقدان شناخت عمیق نسبت به این شخصیت والا از دوره حیات و رهبری امام حسن ع آغاز شده و تا امروز تداوم داره! در همان عصر حتی در میان اصحاب امام همان طوری که خودتون فرمودید شناخت کامل و جامعی نسبت به امام حسن ع وجود نداشت و به همین دلیل امام  سعی می کرد ابهامات اونها را مرتفع و اذهانشون را نسبت به اندیشه و عملکردهای خودشون آگاه و روشن بکنن. با این وصف باید اعلام کنیم که حضرت امام حسن مجتبیع « مظلوم بزرگ تاریخ » است !!!و شگفتا که این مظلومیت و غربت استمرار مظلومیت و غربت پدر گرامیشون حضرت علی ع هست که جلوه هایی از آن در سرتاسرتاریخ نمایانه و یاران صدیق و پیروان خالص امامان شیعه را فرا گرفته و تلخی آن کام جان هاشون رو می آزاره.......

    افسوس وافسوس...

    پاسخ:
    تحلیل بسیار زیبا و با معرفتی بود
    اجرتان با امام حسن مجتبی
  • فرنوش نظری
  • سلام بر شما
    هرچه تلاش کردم اسمم را به صورت نام مستعارم بگذارم نشد.

     

    افتخار نگاهتان را به منکران نور بدهید.

    منتظر حضور پر مهرتان در خانه ی جدید

    http://monkerannoor.blog.ir/



    پاسخ:
    سلام
    انشاالله
    سلام
    این روزا گرفتار درس و مشقم!!!
    البته مطلبتون رو همون روز اول خوندم، کامل!!!
    الان هم اومدم نظراتش رو خوندم، شده یه کلاس درس که شاگرد و استاد هر دو فعالند.
    واقعا خسته نباشید.
    اجرتون با غریب عصر و زمان، اقا امام زمان (عج)

    پاسخ:
    سلام
    ممنون از لطفتون
    چوب کاری می فرمایید
    انشاالله که موفق هستید موفق تر بشید
    همچنین
  • نیما عتیقی
  • بابا امان نامه رو هم میخونن برای اینکه معرفت عباس رو نشون بدن تازه اونم فکر کنم اشتباهی در رفته !!! اگه شما می گی که توی روضه امام حسین هم از اوضاع سیاسی میگن پس چرا قضایای سیاسی دیگه رو در مورد امام حسین نمیگن !؟ این هم واقعا از باب سیاسی بودنش نمی گن ... !!! از باب معرفت عباس میگن و هیچکس این رو به عنوان یک قضیه ی سیاسی کربلا مد نظر نمی گیره ... !!! { ممنون }
    پاسخ:
    آفرین
    معرفت عباس را چگونه می خوای تحلیل کنی؟
    معرفت عباس رفاقتی بود؟
    معرفت خانوادگی بود؟ بگه چون داداشمه؟
    این معرفت را در چه ساختاری تحلیلی می کنی؟
    هر کدام از این ساختار ها معنای متفاوتی به معرفت می ده
    به نظر حقیر معرفت عباس معرفت به امام و ولیش بود
    سوال بعد اینه که این معرفت چطوری حاصل شد؟
    فقط چون مامانش قنداقه اونو دور سر امام حسین گردوند؟
    اگه دلیل از این جنس باشه
    خب
    بنده می گم عبدالله بن زبیر کسی بود که وقتی دنیا آمد پیامبر خرمایی را با آب دهان تر نمودند و قبل از شیر خوردن از مادر در دهان او گذاشتند!!
    چی شد؟ چرا ثمر نداد؟
    بله اگه هدف صرفا اشک باشه و حال بیان همین ها خوبه اما اهداف بسیار بالاتره
    اینکه کسی مد نظر بگیره یا نگیره دلیل بر حقانیت نمی شه
    من نمی گم روضه احاسی صرف بده
    بلکه می گم روضه احاسی کمه
    حرف ما سر بد نیست سر کمه

    متوجه بقیه نظرتون نشدم اگه واضح تر بگید ممنون می شم
    مثل:
    اونم فکر کنم اشتباهی در رفته
    اگه شما می گی که توی روضه امام حسین هم از اوضاع سیاسی میگن پس چرا قضایای سیاسی دیگه رو در مورد امام حسین نمیگن !؟
  • نیما عتیقی
  • ابوذر رفت پیش سلمان بهش گفت چگونه به  این مقام رسیدی  ؟
    بهشت یه جوابی داد خیلی جالب بود ... ( منبع هم آیت ا... دکتر حیدری ، دکتر میر معین و آقای طائب )
    بهش گفت اگه تو بری تو مسجد ببینی علی تو مهراب داره شراب میخوره چه میکنی لبوذر گفت که خوب معلومه میرم امر به معروفش میکنم ... !
    سلمان بهش گفت که فرق من و تو اینه که اگه من علی رو در این حال ببینم میرم باهاش  شراب میخورم .
    عشق ابوالفضل به حسین اینطور بوده ، معرفتش اینطوری بود ... این عشقه که ازش میگن نه سیاست داداش ... !!!!!!
    پاسخ:
    در مورد روایت از دیروز هر چه در منابع جستجو کردم چنین روایتی نه تاریخی و نه حدیت ندیدم!!
    حال برفرض این روایت صحیح باشد
    شما که دوباره حرف ما رو تایید کردی
    نمی دونم تصور شما از سیاست چیه؟
    اما منظور بنده از سیاست یعنی اینکه تشکیل نظام و دولت، که از حقوق اهل بیت است و دشمنان آنان این حق مسلم را از آنها غصب کرده بودند.
    حال یاران مدعی چقدر برای تشکیل این حکومت و باز گرداندن این حق تلاش می کنند؟
    به غیر از تلاش چقدر حاضرند لوازم آن را هم در جامعه هم در خودشان پیاده کنند؟
    در زیارت جامعه کبیره می خوانیم منتظر لامرکم و مرتقب لدولتکم
    برای احیاء این امر و دولت، ابزارهایی لازم است که یکی از آنها عشقه یکی اطاعت
    پس یادت باشه عشق رو برای چی خواستی؟
    عشق رو برای اطاعت خواستی
    می خوای عاشق بشی تا اطاعت بی چون و چرا بکنی حتی در مورد این مساله ای که شما نقل کردی
    سوال بعد اینه که خب اطاعت رو برای چی می خوای؟
    اگه بگی برای اینکه عاشقم خب اینکه می شه دور، و دور محاله
    ما اطاعت رو برای احیاء صد در صد امر اهل بیت می خواهیم یعنی تشکیل نظام اسلامی اهل بیت
    جالب بود شما از حضرت سلمان گفتید
    تعبیری که در مورد سلمان از اهل بیت به ما رسیده بسیار عجیب است و نشان دهند مقام بسیار رفیع ایشان است که حتی در قوه فکر خیال ما هم نمی آید. سلمان منا اهل البیت!!( کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج‏1، ص: 96)
    سلمان از ما اهل بیت است
    اما در مورد یکی دیگر از یاران حضرت امیر علیه السلام تعبیری داریم که بسیار بالاتر از سلمان است و در اصحاب ائمه چنین تعبیری بی بدیل است
    و آن اینکه حضرت امیر علیع السلام در مورد مالک اشتر می فرماید« کان الأشتر لی کما کنت لرسول الله صل الله علیه و اله»(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 2 ؛ صفحه 214)
    تعبیر اینه که حضرت می فرماید مالک برای من، مثل  من برای رسول خدا بود. یعنی من برای رسول خدا چه کردم؟ مالک مثل خود من علی بود. یعنی مالک یه علی دیگه شده بود برای ولی زمانش
    این تعبیر فوق العاده است!!!
    حضرت نمی فرماید مالک از من است، بلکه می فرماید مثل من
    شما متوجه تفاوت بین این دو تعبیر هستید که به کسی بگویی تو برای من مثل داداشی! و گاهی بگویی تو برای من مثل خودم هستی! و این خیلی عظیم است.
    اما علت اینکه حضرت امیر چنین تعبیری را در مورد مالک دارند چیه؟
    به چه خاطر حضرت چنین تعبیر بلندی را برای ایشان دارند؟
    آیا به دلیل برخی مسلک های صوفی گرانه است؟
    چون مالک تو همه چیز با علی پایه است؟
    اصلا بیان چنین مطالبی برای اهل بیت رواست؟
    بگذریم
    حضرت می فرماید علت این مقام برای مالک به این خاطر است که حضرت می فرماید:« یرى فی عدوی مثل رأیه إذا لخفت مئونتکم علی-  و رجوت أن یستقیم لی بعض أودکم »(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 2 ؛ صفحه 240)
    چون دشمن من را به خوبی می شناخت و با تمام حیله های او اشنا بود، اگر کسانی بودند در میان شما که مانند او دشمن را می شناختن ، امیدوار بودم که بتوانم برخی از ناهمواری ها را درست کنم و کجی ها را بر طرف کنم.
    می بینی که در کنار عشق چیز دیگری هم لازمه عزیز!!!! در همان دوران جناب میثم تمار زنده هستند، میثم بزرگواری است که اهل کرامات بسیار زیاد است و از اهل سر حضرت امیر علیه السلام است، به طور محض عشقی که جناب میثم به حضرت امیر دارد را من و شما حتی نمی توانیم تخیل کنیم، امــــــــــــــــــــا چرا این عشق برای علی و حکومت و دولت او کارساز نیست؟؟؟
    چرا حضرت نمی تواند با عشق جناب میثم برخی از کجی ها و ناهمواری ها را بر طرف کند؟
    پس دیدی عشق کمه!!!
    حواست باشه که گفتم کمه نه اینکه بده!!!
    اگه بخوای فقط عاشق امام زمان باشی حالا حالاها خبری از ظهور نیست!!
    باید در کنار عشق یه چیزای دیگه هم کسب کرد عزیزم!!

    اما ادامه بحث
    قبل از همین تعبیری که ذکر شد، حضرت می فرماید کاش مانند او دو تا در بین شما بود، بعد می فرماید نه! به یه دونه هم قانعم . کاش یک نفر از شما مانند او بود.(و باز جالب اینجا است که این بیان را در زمانی می فرمایند که مالک به شهادت رسیده و هنوز یاران بزرگواری مانند کمیل بن زیاد و میثم تمار زنده هستند!!!)
    آنقدر حضرت از شهادت او ناراحت و غمگین شده بودند که در روایت می فرماید مدت بسیار زیادی حضرت در مورد او می فرمودند«هرگز مانند او را نخواهم دید»
    به نظر شما چرا مانند او را نخواهد دید؟
    دلیلش این است که:
    در تعبیر دیگری در مورد ایشان چنین می فرمایند: «بخدا سوگند مرگش اهل مغرب (شامیان) را قدرت بخشید، و اهل مشرق (عراقیان) را خوار ساخت».

    بله بردار این قصه سر دراز دارد
    دولت امام زمان با درویش مسلکی و... تشکل نخواهد شد
    دولت حضرت، مالک اهل سیاست می خواهد نه فلانی اهل کرامت!!
    در ضمن چون سریع تایپ نموده بودید محراب را اشتباهی مهراب تایپ کرده بودید
    یا حق


    سلام حاج آقا واقعا خوب بیدارکننده بود.

    خیلی خوبه که یه وبلاگی مثل جنبش هست که آدم رو  مطلع میکنه .

    ممنون

    یاعلی

    پاسخ:
    سلام
    ممنون از لطفتون
  • محمد سلطانی
  • به نام او
    سلام
    از مطلبی که گذاشتید و از پاسخ دادنتون به بعضی از دوستان
    به این نکته رسیدم که اطلاعات شما بسیار بالا و کتابخوانی شما درباره تاریخ حضرات معصومین بسیار بالاست
    .
    چندتا سوال دارم
    .
    1اگه بخوام اینقدر دقیق بشم باید چه کتاب هایی رو بخونم ؟
    البته درحد یه دیپلمه
    2چی میخونید؟
    3چند سالتونه؟
    پاسخ:
    سلام
    ممنونم
    الحمدلله
    پس شما کسانی رو که اطلاعات بالایی دارند ندیدید!!
    بازم لطف دارید
    اما جواب سوال ها
    1- مطالعه مجموعه آثار مرحوم علی صفایی، می تواند روش خوبی در تحلیل به شما بدهد، از نظر محتوایی هم تفسیر المیزان و یا مجموعه آثار شهید مطهری بسیار مناسب است
    2- درس می خونم، محصلم
    3- سی و اندی
    یا حق
  • زهرا محمدقاسمی
  • سلام حاج آقا ابراهیمی

    اگر دوست داشتید  وب بنده رو هم لینک کنید

    یا زهرا س

    التماس دعا فقط برای فرج آقا و. سلامتی نائب عزیزشون

    پاسخ:
    سلام
    چشم
    انشاالله

    با سلام و تشکر از مطالب بسیار خوب و پر محتوای شما.

    مطلب بسیار خوب و البته عبرت انگیزی بود. خدا کند هر یک از ما حتی یک لحظه از لغزش و گمراهی غافل نشویم که برای همه ی ما امکان وقوعش هست.

    البته در خصوص افرادی که به برخی از آن ها اشاره شده است، این ها مصداق همان ریزش ها و توبه کاران از انقلابند که حضرت آقا اشاره فرمودند. بالاخره هر کسی به نوعی مصداق این فرمایش می شود.

     

    پاسخ:
    سلام
    ممنونم
    خوش آمدید
    سلام. اول بسم الله اینکه فونت رو عوض کنین. چشمم کور شد تا بتونم بخونم ولی اینقدر جالب بود و به دلم نشست که تا آخرشو خوندم. ای کاش یه مبحث ومقایسه این چنینی هم در بارۀ اهداف امام حسین و قیامشون رو و پیاده کردن در جامعه فعلی می نوشتین تا بفهمنن اونهایی که خودشون رو به نفهمی زدن و از روضه امام حسین فقط  و فقط گریه برحسین (ع) و تشنگی و ... رو بلدن  و سرشون رو مثل کبک زیر برف کردن  با کمال جسارت می گن اگه هر گناه اعم از کبیره و صغیره ، حق الله و حق الناس بکنبم ، همه با گریه بر حسین (ع) پاک می شه و ...  خون کردن دل رهبر که بماند  پاش بیافته بدعتم می کنن در حد لالیگا
    خیلی منطقی و با جرآت،  واقع گرایی کردین.
    به دلم نشست...
    پاسخ:
    سلام
    در مورد فونت پیش نهاد بدین
    ممنون از لطفتون

    سلام ممنون که بهم سرزدید لطف کردید.

    مطلبتون عالی بود وپرنکته اما بازبانی تند وتیزهم در نوشته وهم در بیان شخصیت ومثل برای مطلب و.... درکل خوب بود وخوب تشریح کرده بودید مسایل رو البته این نظر منه ....من فقط برداشت خودم رو گفتم ...چون اصول گرا.......

    اگه افتخار می دید بیاید تبادل لینک داشته باشیم؟؟؟؟؟ منتظر خبر شما هستم .....

    پاسخ:
    سلام
    ممنون
    تند بودن بعضی جاها لازمه
    یعنی نمی شه گفت هر حرفی را باید با ملایمت زد برخی حرف ها را باید با تندی گفت اما هر حرفی را باید با منطق گفت حتی اگر تند بود باید منطق داشته باشد
    سعی ما در این پست این بود که علی رغم تندی زبان منطق را از دست ندهیم
    وب خوب شما لینک شد
    زیبا نوشتید
    پاسخ:
    ممنون
    میدونید وقتی از ساختن ضریح حرفی زده میشه مطئنا فقط با ظهور آقا این امر امکان پذیره
    و وقتی آقا بیاد دیگه غریبی نیست
    البته من همه ی مطلبو نخوندم
    پاسخ:
    انشاالله همه رو بخونید
  • عباس اسماعیل بیگی
  • سلام علیکم .مطالب شما بسیار زیبا و قابل استفاده برای امثال من که محب کریم اهل بیت هستم میباشد ولی نسبت به توهین شما به آقای عسگراولادی جدا برایتان طلب مغفرت دارم چون چرندیات شما و نسیتی که به ایشان دادید ما را هم در گناه غیبت شریک کرد...یک کم مواظب خودت باش برادر مثل عدی نشی
    پاسخ:
    سلام علیکم
    اسم کسی برده نشده
    توهین نبوده
    از تذکرتون تشکر
    موفق باشید
  • ... چشم به راه...
  • غریــــــبا!

    ما با خودمان هم غریبه ایم....

    دستمان بگیر!

    آشنایمان کن...

    یا حســـــــنـــــ....!

    عالی بود.

    اجرتون با امام حسن.

    ان شاالله همیشه در مسیر حق باشید

    بسیار عالی بود .واقعا جای این جور مطالب در نت کم بود.
    خدا اجرتان دهد ...
    مطلبتون فوق العاده عالى بود دوست گرامى اجرتون با غریب مدینه....
    پاسخ:
    تشکر
    سلام. میشه منبعش رو ذکر کنید. مخصوصا درباره مخالفتهای سلیمان بن صرد خزاعی و حجر بن عدی.
    پاسخ:
    سلام
    تو کتاب های تاریخی هست
    اگه تو اینترنت هم سرچ بزنی می تونی منبع گیر بیاری
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">